به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از الجزیره، شش ماه پس از جنگ علیه ایران، بزرگترین شرکتهای نفتی آمریکایی با فروش نفت کمتر با قیمتهای بسیار بالاتر، بیشترین سود خود را از سال ۲۰۲۲ به ثبت رساندهاند. اما این درگیری همچنین سرمایهگذاریهای طولانیمدت آنها در خلیج فارس را در معرض خطر قرار داده و تعادل ناپایدار این صنعت بین سودهای دوران جنگ و آسیبپذیری ژئوپلیتیکی فزاینده برای سرمایهگذاران در سراسر جهان را آشکار کرده است.
از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، قیمت نفت خام برنت حدود ۲۲ درصد افزایش یافته و از ۷۲ دلار به ۸۸ دلار در هر بشکه رسیده است.
تنگه هرمز - که پیش از جنگ، یک پنجم نفت و گاز طبیعی جهان از طریق آن حمل میشد - همچنان تا حد زیادی به روی ترافیک تجاری بسته است، اگرچه ایران و عمان هفته گذشته در مورد یک مسیر دریایی موقت توافق کردند. ایران میگوید تا زمانی که ایالات متحده به تعهدات خود تحت یک توافق موقت صلح عمل نکند، این تنگه کامل بازگشایی نمیشود و ترتیبات امنیتی و مدیریتی بلندمدت را حلنشده باقی میگذارد.
در غیاب یک راهحل پایدار، این اختلال احتمالاً همچنان به افزایش قیمت انرژی و ایجاد ثروتهای بادآورده برای تولیدکنندگان ادامه خواهد داد، با وجود اینکه داراییهای منطقهای و پروژههای آینده شرکتهای انرژی را در معرض خطر بیشتری قرار میدهد.
چه کسی سود برده است؟
افزایش قیمت نفت از اوایل ماه مارس، زمانی که ایران برای اولین بار تنگه هرمز را بست، سود بادآوردهای را برای شرکتهای نفتی به ارمغان آورده است، اما این سودها به دلیل چالشهای موجود در خلیج فارس کاهش یافته است.
شرکت شورون (Chevron) به دلیل اختلالات عرضه نفت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، کمتر در معرض آسیب قرار گرفته، چرا که این منطقه تنها 5 درصد از کل تولید جهانی آن را تشکیل میدهد. این گروه در 31 ژوئیه، بالاترین سود سه ماهه خود را در شش سال گذشته، معادل 12 میلیارد دلار، گزارش کرد.
در مقابل، اکسون موبیل در خاورمیانه بسیار بیشتر در معرض اختلال بوده، به طوری که بسته شدن تنگه هرمز و حملات ایران به زیرساختهای مرتبط با ایالات متحده در منطقه، عملیات آن در قطر و امارات متحده عربی را که در مجموع 20 درصد از عرضه سهام بالادستی جهانی آن را تشکیل میدهند، تحت تأثیر قرار داده است.
این تضاد، شکاف وسیعتری را بین شرکتهای انرژی آمریکایی که از عرضه جهانی محدودتر - و افزایش متناظر قیمت نفت - بهرهمند شدهاند و شرکتهایی که دارایی، مشارکت یا عملیات در خلیج فارس دارند و در معرض خطر بیشتر اختلال ناشی از حملات اخیر به تأسیسات انرژی هستند، برجسته میکند.
شرکتهای انرژی آمریکایی در کجای خلیج فارس در معرض خطرند؟
بخش انرژی خلیج فارس تحت سلطه غولهای دولتی مانند آرامکوی عربستان، شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) و قطرانرژی است. اگرچه این شرکتهای ملی نفت و گاز کنترل ذخایر و زیرساختهای اصلی منطقه را حفظ کردهاند، اما شرکتهای انرژی آمریکایی موقعیتهای استراتژیکی را در سراسر منطقه به دست آوردهاند.
شرکتهای آمریکایی از طریق سهام در داراییهای تولیدی، سرمایهگذاریهای مشترک، توافقنامههای تولید، پروژههای پالایش و پتروشیمی و همچنین از طریق قراردادهای بلندمدت برای ارائه تجهیزات، مهندسی و تخصص عملیاتی، درآمد کسب میکنند.
حملات به تأسیسات انرژی در کجا رخ داده است؟
طبق گزارش «دادههای مکان و رویداد درگیریهای مسلحانه» (ACLED)، یک نهاد مستقل ناظر بر درگیریها که در ایالات متحده ثبت شده، ایران و گروههای تحت حمایت ایران در منطقه از زمان آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه، حداقل ۱۷۲ حمله به زیرساختهای غیرنظامی در شش کشور شورای همکاری خلیج فارس (GCC) انجام دادهاند.
زیرساختهای انرژی بیشترین آسیب را دیدهاند، به طوری که تأسیسات نفت و گاز، به همراه نیروگاهها و کارخانههای نمکزدایی، تقریباً نیمی (۴۸ درصد) از کل حملات به اهداف غیرنظامی را تشکیل میدهند. امارات، کویت و بحرین بیشترین تعداد حملات موفق را متحمل شدهاند که اکثر آنها تأسیسات نفت و گاز بودهاند.
از جمله مکانهایی که مورد حمله قرار گرفتهاند، میتوان به پالایشگاههای مینا عبدالله و مینا الاحمدی کویت، پالایشگاه نفت شرکت نفت بحرین، و شهر صنعتی الرویس و مجتمع گازی حبشان شرکت نفت ابوظبی اشاره کرد.
همچنین چند حمله به تأسیسات آرامکوی سعودی صورت گرفته است که اخیراً حمله پهپادی در ۲۷ ژوئیه به مجتمع فرآوری بقیق، یکی از حیاتیترین گرهها در زیرساختهای نفتی عربستان که بیش از هفت میلیون بشکه نفت در روز را فرآوری میکند، رخ داده است.
در ماه مارس، حمله پهپادی نزدیک به پالایشگاه SAMREF متعلق به شرکت سعودی آرامکو-اکسون موبیل در ینبع، بارگیری نفت در بندر دریای سرخ این شهر را مختل کرد. اگرچه این حمله تأثیر عملیاتی کمی داشت، اما آسیبپذیری داراییهای انرژی مرتبط با ایالات متحده در منطقه را برجسته کرد.
شهر صنعتی راس لفان قطر، بزرگترین قطب صادرات LNG جهان که میزبان سرمایهگذاریهای مشترک بزرگ بین قطرانرژی، اکسون موبیل و کونوکو فیلیپس است، نیز در ماه مارس مورد حمله مکرر قرار گرفت و در یک مقطع، این کارخانه مجبور به توقف کامل تولید شد. در ماه ژوئن، انفجاری در نتیجه «نقص فنی» در پروژه گاز برزان قطر، که اکسون موبیل در آن سهم دارد، حداقل ۱۳ نفر را کشت.
حملات به زیرساختهای LNG قطر میتواند عواقب بلندمدتتری داشته باشد. به گفته شرکت قطرانرژی، تعمیر آسیبهای وارده به قطارهای LNG در راس لفان میتواند سالها طول بکشد، در حالی که تأخیر در پروژههای توسعه میدان شمالی قطر میتواند رشد عرضه برنامهریزیشده را به تأخیر بیندازد.
حمله به قطارهای LNG شماره ۴ و ۶ در راسگاز تقریباً ۱۳ میلیون تن ظرفیت را آسیب رساند که بازگشت آن به چرخه تولید بین سه تا پنج سال طول خواهد کشید و هزینه کل تعمیر آن حدود ۳ میلیارد دلار تخمین زده میشود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، بارها به ایران در مورد محدود کردن دسترسی به تنگه هرمز هشدار داده و استدلال کرده است که این آبراه باید برای تجارت جهانی باز بماند.
اما آنها میگویند برای شرکتهایی که میلیاردها دلار در سراسر خلیج فارس سرمایهگذاری کردهاند، چالش فقط ادامه حمل و نقل نیست - بلکه تضمین امنیت زیرساختها است.